معين الدين نطنزى
258
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
كس برسيد . سلطان غازى وصول مقدم مباركش را نتيجهء دولت روزافزون دانسته بىتوقّف به صداى كوركه و برغو سراآن انداخته بر سر دشمن عنانريز برسيد . توقماقان از كثرت شراب ، مست طافح سر به بالين غفلت نهاده بودند كه به يك ناگاه چون مرده كه بانگ صور سر از خاك بردارد به آواز طبل حربى و ناى رزمى سراسيمه از جاى برجستند . نتيجهء دولت بلند و خاصيّت سعادت ارجمند دست مخالفان را چنان در آستين وهم خشك فروبست كه هركس به ياراق [ يراق ] گريختن خود مشغول شدند . قريب چهار هزار سوار چه اسير و چه دستگير و چه مقتول و چه مجروح گرديدند . از آن جمله بقيّة السّيفى چند كه خود را از قمرغه بيرون انداخت ، پايمال نكال شيخ على بهادر شد . چنان كه به غير از نفس ايليغميش جان بهدر نبرد . توقتاميش به مجرّد همين يك شكست ، دل شكسته شد و هم از راه كه آمده بود بازگرديد . نيكاولان لشكر منصوره تا چهل روز از قفاى هزيمتيان بازنگشتند ، و مىافكندند و مىكشتند و مىگرفتند تا تمام ياغى از سرحدّ مملكت بيرون نرفت عنان سعى نكشيدند . بعد از آن لشكرهاى اطراف و جوانب دور و نزديك از ترك و تازيك برسيد و جمعى گفتند كه يورش دشت قبچاق اهمّ است ، امّا [ اميرزاده عمر شيخ بگذاشت و عنانگير ] به [ طرف ] مغولستان دلالت كردند . سلطان صاحبقران مجموع لشكرها را سى گروه گردانيده هر گروهى را به راهى فرستاد و محل بولجار تعيين نمود . مدت هشت ماه آن يورش متمادى گشت و تمامت ايل و الوس مغول بالكلّى در زيردست و پاى لشكر نيست و نابود گرديد . بعد از آن حضرت سلطان صاحبقران به كام دل و مراد خاطر مراجعت نموده در تاريخ سلخ رمضان المبارك سنهء احدى و تسعين و سبع مايه ( 791 ه / 1389 م ) به دار السّلطنهء سمرقند نزول فرمود و مدت دو سال متصل به هيچ طرفى يورش ناكرده مجموع اوقات را به عيش و طرب و داد و دهش و ضبط و نسق ممالك صرف گردانيده لشكرها را آسايش داد . ذكر توجّه سلطان صاحب قران كرّت اوّل به صوب دشت قبچاق و كيفيّت آن فتح مبارك چون توقتاميش چند نوبت نسبت با حضرت سلطان صاحبقران بىادبىهاى